امام علی(ع) در نامه ۴۵ نهجالبلاغه خطاب به عثمان بن حنیف تذکراتی دارند که بخشی از این تذکرات، در شماره اول گفتوگوی خبرنگار ایکنا از همدان با حسین دوزبخشان، مدیر بنیاد نهجالبلاغه شهرستان ملایر با عنوان «نامه ۴۵ حضرت علی(ع)؛ تلنگری تاریخی به تمام مسئولان» تقدیم مخاطبان شد؛ در این شماره بخش دوم این گفتوگو را با هم میخوانیم.
در زمانی که حضرت امیرالمؤمنین(ع) به عثمان نامه مینویسد، امکانات ارتباطی در حد صفر است، اما با این وجود نظارت دقیق از سوی حاکم اسلامی بر فرمانداران و مسئولان جامعه یک امر ضروری تلقی میشود.
بهطور قطع هر چه نظارت قویتر باشد وضع جامعه بهتر خواهد شد حضرت با شدت به همه فرمانداران نکاتی را ابلاغ میکند که از جمله آنها مالک اشتر و عثمان بن حنیف هستند.
حضرت الگوی سادهزیستی را در این نامه خودشان معرفی میکنند و به فرمانداران ابلاغ میکنند که من الگوی شما در سادهزیستی هستم. حضرت در بخش دیگری از این نامه به نکات دیگری اشاره و سوگند یاد میکنند و میفرمایند: «به خدا سوگند من از دنیای شما طلا و نقرهای نیندوختهام و بر دو جامه کهنهام جامهای اضافه نکردهام و دنیای شما در چشم من از دانه تلخ درخت بلوط ناچیزتر است و بهترین داور برای من خداست مرا با فدک و غیر فدک چه کار است در حالی که جایگاه فردای آدمی گور است.»
بنابراین، در این نامه حضرت به این نکته اشاره دارند که اگر دنیاطلبی را انسان به دست بیاورد باید مراقبت کند که فردای عالم هستی باید پاسخگو باشد. توجه به حساب و کتاب در آیندهای نه چندان دور نکته مهمی است که حضرت به آن تأکید دارند.
حضرت خطاب به عثمان نکتهای دارند که میفرمایند: «من نفس خود را با پرهیزکاری میپرورانم، چراکه در روز قیامت که هراسناکترین روزهاست در امان باشم و در لغزشهای آن ثابتقدم باشم. من اگر میخواستم میتوانستم از عسل ناب و بافتههای ابریشم برای خود غذا و لباس فراهم کنم، اما هیهات که نفس چیره شود و حرص و طمع مرا وادار کند که طعامهای لذیذ برگزینم، در حالی که در حجاز کسی باشد که به قرص نانی محتاج است.»
بیشتر بخوانید:
در ادامه این نامه علی(ع) دو علت شخصی و اجتماعی را مطرح کردهاند. نکته اول اینکه حضرت فرمودند من به عنوان یک انسان مقامی بالاتر از آن دارم که هوای نفس بر من غالب شود. دلیل دومی که حضرت میفرمایند من به دنبال این قضایا نرفتم آن است که میفرمایند «من چگونه میتوانم به تامین نیازهای خودم بپردازم حال آنکه در حکومت من کسانی باشند که امکانات معیشتی نامناسبی داشته باشند.»
این دو دلیل که یک دلیل شخصی و دوم دلیل اجتماعی مانع از آن است که حاکم اسلامی در مسیر سرمایهداران قرار بگیرد. حاکم اسلامی نمیتواند و نباید نسبت به حال فقرا بیتفاوت باشد و نمیتواند شریک سختیهای مردم جامعه نباشد؛ از دیدگاه حضرت(ع) مسئول جامعه باید الگوی تحمل سختیها و زندگی در دشواریها باشد.
حاکمی که غمخوار و همدرد انسانهای محروم جامعه نیست و تنها به زندگی و رفاه خود توجه کند و تمام هم و غمش سیر کردن اطرافیان باشد این حاکم، حاکم نخواهد بود.
در بخش دیگری حضرت میفرماید: «من آفریده نشدهام که خوردن غذاهای رنگین مرا خشنود کند مانند حیوان بسته شده که نهایت همتش علف خوردنش باشد. یا حیوان رهاشدهای که کارش زیرورو کردن زبالههاست و یا راه سرگردانی را بدون هدف پیش بگیرم. هیهات امام جامعه اسلامی چنین فردی باشد.»
حضرت هم قدرت داشتند و هم ثروت، اما نه لباسی برای خود و نه غذا و طعامی آنگونه که پادشاهان دارند، برای خود میخواستند سفره کرامت حضرت دائماً گسترده بود، ایشان قنوات و نخلستانهای فراوانی داشتند، اما همه را وقف کردند.
زهد و تقوای امیر است که از هیچ چیزی هراس نداشتند. ایشان شجاعت مدیریت خود را در میدان نبرد و مبارزه به اثبات رساندهاند. کسی که در میدان جنگ از جان میگذرد، از نان هم گذشته است.
و نکته دیگر اینکه حضرت فرمودند من مسئول زندگانی افراد هستم و مجبورم که زندگیام اینگونه باشد و این هشداری به همه مسئولان است که باید بدانند آنها هم باید علیوار و علوی زندگی و حکومت کنند.
همچنین خود حضرت هم الگو گرفته از پیامبر خاتم هستند، ایشان هم سادهزیست و با لباس و طعامی ساده در کنار مردم قرار میگرفتند، بنابراین الگوی حضرت پیامبر(ص) است و مسئولان نیز باید الگوهایی برای خود داشته باشند.
اگر بخواهیم زندگی مردم دچار مشکل نشود باید از امیرالمؤمنین(ع) الگو بگیریم و در جامعه زندگانی علوی را رایج کنیم. اگرچه جامعه باید جامعه مورد پسند خداوند باشد، اما همه نمیتوانند اینگونه باشند. فرمانداران باید حاکم جامعه را یاری کنند، همانگونه که امام حسین(ع) در صحرای کربلا ندای «هل من ناصر ینصرنی» سر دادند در کوفه و مدینه همکلام حضرت امیر «اعیعونی» است به این معنا که مرا کمک کنید.
این همراهی و کمک در دوران امام حسین(ع) با شمشير است، اما اکنون نیز با تلاش و کوشش و عفت و پاکدامنی باید در جامعه زندگی کرد و امام(ع) نیز در این نامه خطاب به عثمان بن حنیف بر این موضوع تأکید دارند که فرماندار در هر خانهای را نباید برود و بر سر هر سفرهای نباید بنشیند.
امام(ع) در پی این نامه بهدنبال اجتهاد فرمانداران است و نه به معنای جنگیدن، بلکه به معنای استقرار دین الهی و زهد و پرهیزکاری است. بنابراین، ما نیز باید برای تشکیل یک حکومت علوی تلاش کنیم و الگوی خود را امام و نامه ایشان قرار دهیم.
انتهای پیام