کد خبر: 4332327
تاریخ انتشار : ۱۵ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۱:۵۳

رسیدن به جایگاه حقیقی انسان‌ها در انقلاب مهدوی

یک متخصص حوزه مهدویت تاکید کرد: رسیدن به جایگاه حقیقی انسان‌ها در انقلاب مهدوی همچون رستاخیر قیامت است.

رسیدن به جایگاه حقیقی انسان‌ها در انقلاب مهدوی همچون رستاخیر قیامت استبه گزارش ایکنا، در یادداشتی که حجت‌الاسلام والمسلمین اصغر قاضی خانی، متخصص حوزه مهدویت در اختیار ایکنا قرار داده است، ابعاد مختلف جایگاه انسان‌ها پس از ظهور حضرت حجت(عج) مشخص شده که مشروح این یادداشت را در زیر می‌خوانیم:

قرآن کريم در آياتی چند که به چگونگی‌های انقلاب آخرالزمان پرداخته است، معيارها و محورهايی را تبيين کرده است که بسيار با اهميت و درخور تأمل است، يکی از اين محورها حاکميت طبقه فرودست و مستضعف است. در طول تاريخ انسان همواره و هميشه به جز دوران کوتاهی، آن هم در جوامعی خاص و نه فراگير و جهانی مراکز قدرت مالی، سياسی و نظامی در دست طبقات مستکبر و برتری طلب و سلطه طلبان اجتماعی بوده است که با دستيابی به منابع ثروت و کالاها و مواد، سلطه خود را بر خلق خدا استوار می‌ساختند و انسانها را به دلخواه خود به کار می‌کشيدند و برده خويش می‌ساختند. طبق وعده‌های قرآنی اين جريان ناهنجار به طور اصولی و واقعی و نه شعاری و ادعايی، در انقلاب نهايی تاريخ، ره نيستی می‌پويد و طبقه قدرتمند از اريکه قدرت به زير افکنده می‌شوند و فرودستان و ضعيف نگه داشته شدگان مراکز قدرت را در دست می‌گيرند و براستی محرومان حاکم می‌گردند و آرزوی ديرينه همه مصلحان و انسان دوستان و پيامبران، تحققی راستين می‌يابد.

 اين انقلاب که به سود طبقه مستضعف صورت می‌پذيرد، چون انقلاب و رستاخيز قيامت است. چنانکه در قيامت براستی نيکان و انسان‌های انسان به منزلت و جايگاه شايسته خويش دست می يابند و ناانسان‌های انسان نما سقوط می‌کنند و به کيفر می‌رسند چنانکه قرآن اين ويژگی قيامت را نيک تبيين کرده است «خافضة رافعة».

انقلاب قيامت، گروهی را بالا می‌برد و فراتر از گروه‌ها و طبقات قرار می‌دهد و گروهی را از اريکه قدرت به پايين می‌کشد و زيردست می‌سازد. انقلاب جهانی و نهايی موعود آخرالزمان نيز چنين است و بدون هيچ کمی و کاستی و يا سهل انگاری و چشم پوشی، سلطه طلبان قدرتمند را به زير می‌افکند و فرودستان محروم را بر مراکز قدرت حاکم می‌سازد.

در انقلاب نهايی، انقلابيون به خاطر معيارهای دقيق الهی که بر جان و روان آنها حاکم است و دين باوری راستينی که در ژرفای روحشان نفوذ کرده است، هيچ گاه از راه اصلی و الهی خويش غافل نمی‌مانند و جهت حرکت خود را عوض نمی‌کنند. بنابراين مشکل اصلی انقلاب‌های تاريخ که پس از رسيدن به قدرت، گذشته خويش را پس پشت می‌افکنند و به همه معيارها و اصول انقلاب خود پشت می‌کنند، پيش نمی‌آيد و طبقه فرودست انقلابی همواره انقلابی می‌ماند.

اين انقلاب که در انتظار بشريت است و بشريت نيز در انتظار آن است در اين آيه از قرآن مطرح شده است: «وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ» (قصص / آیه ۵)  ما می‌خواهيم تا به مستضعفان زمين نيکی کنيم يعنی آنان را پيشوايان سازيم و وارث برای زمين.

در اين رخداد عظيم تاريخ انسان، حقيقتی که همواره به آن وعده داده شد و هيچ گاه لباس واقعيت نپوشيد و به عينيت نرسيد آشکار می‌گردد و عينيت می‌يابد. در پرتو اين دگرگونی بنيادين که جوهری انقلابی دارد، ماهيت روابط اجتماعی دگرگون می‌شود و تحولی اصولی می يابد. يعنی روابط ناسالم انسان با انسان‌های ديگر و با طبيعت دگرگون می‌شود حتی بسيار بالاتر و در گستره‌ای عظيم‌تر. رابطه انسان با خدا و با خود نيز تحولی ژرف می‌يابد. يعنی انسان براستی بنده خدا و فرمانبر او می‌شود و در پرتو تعاليم خالص و ناب آن معلم و مربی الهی توحيد راستين آموزش داده می‌شود و از توحيدهای ناخالص فلسفه‌ها و عرفانهای بشری جدا می‌شود و راه مستقيم الهی روشن می گردد و خداشناسی و خدايابی به اوج شکوفايی می‌رسد و اين معنای انقلاب راستين در رابطه انسان با خداست.

نيز رابطه انسان با خود و چگونگی درک و دريافت خود و کيفيت احساس از خود و نيروها و استعدادهای خود، تحولی بنيادين می‌يابد و انسان به ارزش والای خويش، به جايگاه و منزلت انسانی و به چکاد فرازمندی که ممکن است دست می‌يابد و به گستره نيروهای نهفته در درونش، پي می‌برد و نقدينه استعدادها و روح و جسم خويش را در راه رشد اهداف پوچ و گذرا نمی‌نهد و به جستجوی حقايق ژرف و جاودانه وجود روی می‌آورد و به جوهر هستی دست می‌يابد و اين انقلاب در رابطه انسان با خود خويشتن است.

ما در انقلاب‌های بشری، چنين دگرگونی‌هايی در اين قلمروها نمی‌يابيم. همچنين در رابطه انسان با انسان‌های ديگر، که از مشکلات اصلی زندگی اجتماعی است، انقلابی راستين رخ می‌دهد و روابط سلطه طلبانه و استثماری به روابط برادرانه و حق شناسانه تبديل می‌شود. در آن دوران ديگر انسانی حق انسانی را پايمال نمی‌کند و کسی در قلمرو جامعه انسانی، مورد استثمار قرار نمی‌گيرد و هر انسانی هرچند ضعيف و ناتوان به حقوق خويش بدون هيچ مانعی دست می‌يابد. لازمه تفکيک ناپذير حاکميت مستضعفان همين است. گرچه انقلابهای بشری اين چگونگی را وعده داده‌اند، اما در ظرف عينيت و عمل چندان تحقق نيافته است و يا تحققی فراگير و پايدار نداشته است.

آن دورانی که اين وعده انسانی، بی‌کم و کاست در متن زندگی‌ها نمودی آشکار خواهد داشت و فراگير و همگانی خواهد شد، در دوران حاکميت مستضعفان است و معنای حاکميت مستضعفان که وعده الهی در انقلاب آخرالزمان است همين است.

در دوران حاکميت مستضعفان روحيه استضعاف و استضعاف گرايی از ریشه می‌خشکد و حاکميت اين قشر، سدی آهنين بر سر راه هر ستم و ناروايی است و اين دو ناهنجاری و ناروايی که يکی در مصرف افزون از حد و ديگری استفاده نابهينه از منابع و در نتيجه ويرانی و تباهی محيط زيست انسان‌ها است، با ماهيت حاکميت مستضعفان ناسازگار است و در آن دوران و با انقلاب راستينی که در رابطه انسان با طبيعت و با نعمت‌های الهی رخ می‌دهد، طبقه حاکم از هر گونه استفاده زياد و نابهينه دوری می‌کند و اين روحيه را در سراسر اجتماعات می‌گستراند و انسان‌ها را از کمبودها و نابسامانی‌های زندگی رهايی می‌بخشد و محيط و طبيعت خدادادی را چنانکه خدا آفريده ارزانی همگان می‌کند.

آری، حاکميت مستضعفان که به معنای حاکميت معيارهای درست انسانی است، تحولاتی ريشه‌ای در همه ابعاد زندگی پديد می‌آورد و در نتيجه زندگی راه درست خويش را می‌يابد و انسان‌ها همه به زيستی شايسته دست می‌يابند و محيط طبيعی و منابع آن از هرگونه تخريب و تباهی مصون می‌ماند و چنان دورانی پيش می‌آيد که انتظار همه انسان‌ها است.

نيز مستضعفان طبق وعده الهی دين واحد الهی را بر اجتماعات حاکم می‌سازند و با تئوری‌های دينی جامعه انسانی را دگرگون می‌کنند و اين پندار واهی و پوچ را که اديان الهی به دنيا کاری ندارند و تنها به مسائل آخرتی می‌پردازند، کنار می‌زنند و ثابت می‌کنند که دين خدا در همه ابعاد حيات انسانی نقش اصلی را بر عهده دارد و ماديت و معنويت و بعد اين دنيایی و آن جهانی زندگی انسان را سامان می‌دهد و دين در متن زندگی است و نه جدا از آن و اين موضوع در اصل عقيده به موعود آخرالزمان کاملا نهفته است که موعود آخرالزمان برای گسترش عدالت در جامعه‌های انسانی قيام می‌کند و اوضاع ستم‌بار و آشفته زندگی بشری را از ميان می‌برد و دنيای مردم را به نظم می‌آورد چنانکه آخرت ايشان را.

بنابراين انديشه حذف دين از زندگی دنيايی و تبعيد دين به حوزه مسائل آخرتی، با عقيده به موعود آخرالزمان به کلی ناسازگار است. چون بيشترين تاکيدی که در تعاليم اسلامی موضوع آخرالزمان بر آن شده است عدالت اجتماعی است نه اصل خداباوری يا پرهيزپيشگی شخصی و درونی و روحی حتی می‌توان گفت که صفت بارز و آشکار و عمومی که در اکثريت قاطع تعاليم ما درباره موعود آخرالزمان بدان اشاره شده موضوع عدل و عدالت است و دين يک حقيقت اين دنيايی است و به زندگی مردم در متن جامعه‌های انسانی نظر دارد و مشکلی است که انسان‌ها هنوز برای آن راه حلی عملی و عينی نيافته‌اند. بنابراين در پرتو حاکميت مستضعفان، دين نقش اصلی خويش را ايفا می‌کند و به متن زندگی‌ها و به ژرفای آن گام می‌گذارد و ريز و درشت مسائل فردی، خانوادگی و اجتماعی را در هر مقوله و زمينه، سامان می‌بخشد و انديشه‌های ضددينی را که به تبعيد دين از متن زندگی پرداخته‌اند، رسوا می‌کند.

آنچه گفته شد، تبيين برخی از ابعاد اين آيه کريمه است که از دوران آخرالزمان و موعود آن سخن گفته است. روشن‌تر از اين آيه که در زمينه حاکميت دين بر کل اجتماعات انسانی است و به انقلاب نهايی و جهانی موعود آخرالزمان اشاره دارد، آيه ديگری است درباره همين موضوع يعنی حاکميت طبقه مستضعف در دوران موعود آخرالزمان قرآن کریم می‌فرماید: «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَىٰ لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا ۚ ... خداوند آنان را که ايمان آوردند از شما و نيکی‌ها کردند، وعده داد که به يقين ايشان را در زمين خليفه کند، چنانکه آنان را که از پيش بودند خليفه ساخت و دينشان را باز بگستراند، آن دين که بپسنديد برای آنان و هم آنان را از پس بيمی که دارند، ايمنی دهد.» (نور / آیه ۵۵).

در اين آيه کريمه از خلافت بر زمين در پرتو تمکن و قدرت دينی سخن رفته است که مؤمنان صالح فرمانروايان زمين می‌شوند و در پرتو ايمان و باور دينی و حاکميت بخشيدن به اصول و فروع دين، به ساختن جامعه‌ای انسانی می‌پردازند و انجام تاريخ انسان پس از آن‌همه نابسامانی‌ها و ناهنجاری‌ها به سامانی الهی و دينی می‌رسد. پس در همين زيست فيزيکی و دنيايی، آنکه آخرين حرف را می‌زند و پناه راستين بی‌پناهان تاريخ می‌گردد و انسان‌های دربند و مظلوم را رهايی می‌بخشد حاکميت دينی و تفکر الهی است و میدان‌دار اصلی و نقطه پايان تاريخ به دست دين و تفکر دينی است نه به دست تفکر ظالمانه سرمايه داری غربی و نه اصول مادی کمونيست‌های شرقی. که اين هر دو در تجربه و عمل از سامان بخشی به محدوده کوچکی از جامعه‌های انسانی، درمانده‌اند و در بند کوچکترين و نازلترين تمايلات خودخواهی و خودپرستی گرفتارند.

محور ديگری که در حاکميت مستضعفان نهفته است مبارزه با سرمايه‌داری است. زيرا طبقه حاکم که در عينيت و عمل با تمام وجود خويش استضعاف و محروميت را لمس کرده‌اند و از مشکلات آن احساسی راستين دارند، هيچ‌گاه با سرمايه‌داری سازش نمی‌کنند و ميدان را برای يکه تازي‌های قشر مرفه و شادخوار باز نمی‌گذارند و همه راه‌های نفوذ آنان را در بخش‌های حياتی جامعه سد می‌کنند. اين ماهيت راه و کار مستضعفان است که هيچ‌گاه با عامل اصلی محروميت کنار نيايند و ريشه آن را در جامعه بشری بخشکانند و اين راهی است که از آغاز نهضت‌های انبيا مورد نظر بوده است. چنانکه قرآن کريم همواره اين بعد از قيام پيامبران را ترسيم کرده است که با طاغوتان و سلطه طلبان مالی درگير شدند همان سان که با سلطه طلبان سياسی و نظامی. در قرآن کريم می‌خوانيم: «وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَىٰ بِآيَاتِنَا وَسُلْطَانٍ مُبِينٍ * إِلَىٰ فِرْعَوْنَ وَهَامَانَ وَقَارُونَ فَقَالُوا سَاحِرٌ كَذَّابٌ ما موسی را با آيات خود و حجتی آشکار فرستاديم به سوی فرعون و هامان و قارون گفتند که او جادوگری دروغگو است» (غافر / آیات ۲۳ و ۲۴).

روشن است که از جمله اهداف اين پيامبر الهی چنانکه سرنگونی نظام سياسی فرعونی است، سرنگونی نظام سرمايه و ثروت اندوزی نيز هست که سمبل آن در آن روزگار قارون بوده است.

 در آن دوران سراسر عدل است که سرمايه داری و سلطه آن بر جامعه های بشری پايان می‌يابد و توده‌های مظلوم بشری از زير يوغ سلطه اين طبقه زالوصفت رهايی می‌يابند و هرگونه بهره کشی ظالمانه از ميان می‌رود و استثمار، اين پديده شوم، ره نيستی و زوال می‌پويد و اين لازمه طبيعی حاکميت طبقه پايين و مستضعف است که به دوران سياه ظلم قشری اندک بر توده‌های عظيم انسانی پايان دهد.

انتهای پیام
خبرنگار:
عاطفه ابرار پیراسته
دبیر:
اکرم یوسفی پارسا
captcha