جبهه اصلاحات ایران با انتشار بیانیهای با بیان بخشی از مخاطرات و تهدیدهای جدی پیش روی، برقراری آشتی ملی و ترک تخاصم در داخل و خارج از کشور را تنها راه نجات کشور و فرصتی طلایی برای تغییر و بازگشت به مردم اعلام کرد و براى خروج از بحران و جلوگیری از فعالسازی مکانیزم ماشه خواهان انجام مذاکره جامع و مستقیم با آمریکا و اعلام آمادگی تعلیق داوطلبانه غنیسازی و پذیرش نظارت آژانس انرژی اتمی در قبال رفع کامل تحریمها شد.
تعلیق صنعت هستهای و تسلیم شدن در برابر خواسته غربیها واکنشهای متعددی داشته که در روزهای اخیر به آن پرداخته شده است؛ از همینرو خبرنگار ایکنا از همدان بهمنظور بررسی ابعاد و پیامدهای این بیانیه با سعید نظری، مدرس دانشگاه و فعال امور سیاسی گفتوگویی کرده است که مشروح آن را در زیر میخوانیم:
اولین ایراد مهم بر این بیانیه آن است که بسیار بیموقع صادر شده است؛ درست در زمانی که کشور از جنگ 12 روزه رهایی یافته و در این شرایط نیاز به وحدت و همبستگی وجود دارد. این بیانیه با مبانی اصلی نظام که استقلال و آزادی است کاملاً منافات دارد، بهطوری که حتی بر این بیانیه بسیاری از همحزبیهای خودشان هم ایراد گرفتهاند.
در این بیانیه نکاتی مطرح شده است که مبانی اصلی نظام را زیر سؤال برده و با اقتدار و همیت ملی ما در تضاد است. در شرایط کنونی که کشور نیاز به حفظ اقتدار دارد انتشار چنین پیامی که از منظر ضعف و سازش باشد به دشمن اینچنین القا میکند که ما دچار ضعف شدهایم و ممکن است دوباره درصدد حمله نظامی باشد که از اینرو امنیت ملی ما به خطر میافتد.
دشمن با هدف براندازی نظام وارد جنگ با ایران شد و تصور کرد با ترور فرماندهان ارشد نظام قادر به جایگزینی نخواهد بود و از طرفی هم مردم دچار مشکلات اقتصادی هستند و با تحریک دشمن به خیابانها خواهند ریخت و علیه نظام اقدام میکنند، اما در واقعیت بر خلاف این اتفاق افتاد و دشمن با طرح جنگ نظامی نتوانست به اهداف خود برسد و اکنون که کشور با سربلندی از این مرحله سخت عبور کرده انتشار این بیانیه دشمن را به اهداف خود نزدیکتر میکند و خواسته آنها که تعلیق صنعت دفاعی و هستهای است را دو دستی تقدیم آنها میکنیم.
اگر گروهی اصلاحطلب و غیر اصلاحطلب نقد دلسوزانه داشته باشند و بیانیهای دلسوزانه منتشر کنند که تمامیت ارضی و استقلال کشور حفظ شود جامعه و نخبگان از آن استقبال میکنند، اما اکنون ایام حساسی است و سران و نخبگان کشور باید به حفظ استقلال و وحدت کشور تمرکز کنند.
در این بیانیه مطالبی بیان شده که عوامفریبانه است در بخشی از این بیانیه آمده است روان جمعی ایرانیان زخمی است و ناامیدی و یأس بر زندگی مردم سایه انداخته است.
در حالی که مردم ایران در اوج جنگ، شور و حس همدلی و همکاری فراوانی داشتند و ما دیدیم که بیشترین آمار شرکتکنندگان در نماز جمعه در ایام جنگ بود پس چگونه میتوان ابراز کرد که روان جمعی از ایرانیان زخمی شده است، طرح چنین مطالبی به دشمن اجازه تشدید فشارها را خواهد داد؛ چنین افرادی یا قدرت تشخیص ندارند و یا اینکه قصد خیانت بر کشور را در سر میپرورانند.
رژیم صهیونیستی با جنگ نظامی نتوانست ملت ایران را از پای درآورد، اما اکنون با نفوذ به درون کشور درصدد جنگ نرم برآمده است و این بیانات اوج بیبصیرتی این گروه را نشان میدهد، چنانچه مردم ما دارای درک و بینش فراوانی هستند و از تاریخ درس گرفتهاند.
اکنون نقش رسانهها و نخبگان بسیار خاص است و باید روشنگری کنند و کسانی را که براساس فرهنگ غربی پیش میروند را تبیین کنند و مسیر حق و حقانیت را روشن کنند. انتشار این بیانیه از اصل و اساس جلوگیری برخی از ترس کشته شدن است از همینرو میخواهند تسلیم غرب شوند.
انتهای پیام