با توجه به جریانات ناآرامیهای اخیر که به بهانه و در پی مشکلات اقتصادی، نوسانات ارز، گرانی و تورم و... شکل گرفت، جریانات مختلفی ایجاد شد؛ از جمله اعتراض مسالمتآمیز بازاریان بهویژه در تهران، آشوب در شهرهای غربی و موقعیت حساس و سپس در سراسر کشور، بهمنظور بررسی این جریانات و تبیین مرزبندی بین این ناآرامی و ارائه تعریفهایی در مورد مسائلی همچون اعتراض، اغتشاش و جنگ شهری و همچنین بررسی و تحلیل بر علل شکلگیری این اتفاقات و ارائه راهکارهایی برای رفع آن، خبرنگار ایکنا از همدان با رضا رحمتی، عضو هیئت علمی دانشگاه بوعلی سینا همدان و از اساتید گروه علوم سیاسی گفتوگویی کرده است که مشروح آن را در زیر میخوانیم:
در علم جامعهشناسی سیاسی بین واژگان اعتراض، اغتشاش و جنگ شهری تفاوت وجود دارد. وقتی منابع علمی اعتراضات و نظرات تجدیدنظرطلبانه را در جامعهشناسی مورد بررسی قرار میدهد، برای این موارد تفاوت و تمایز قائل است.
در تعریف اعتراض باید بگوییم راه درست و مسالمتآمیز برای رسیدن به مطالبات است؛ وقتی در یک سیستم ورودی و خروجی با هم تناسب ندارد، بهطور نمونه نیاز به اشتغال و کمبود آن در جامعه وجود دارد یا در مورد مسئله گرانی و تورم، وقتی شهروندان پاسخ مناسبی برای مطالبات و درخواستهای خود از سوی سیستم دریافت نکنند اعتراض شکل میگیرد. همچنین اعتراض با طومار و تقاضای قشرهای مختلف مردم همراه است.
در حالت کلی اعتراض وقتی شکل میگیرد که سیستم در فهم مطالبات اجتماعی، سیاسی، رفاهی، اقتصادی و... شهروندان دچار اشکال شود و نتواند به آن پاسخ درستی دهد.
در ابتدا اعتراض مسالمتآمیز شکل میگیرد، اگر به آن پاسخ درستی ارائه نشود، اعتراضی دوباره شکل میگیرد و باز هم اگر بازوهای حکومت و سیستم نتواند پاسخ لازم را بدهد، این مطالبه که بهخاطر عدم تناسب ایجاد شده بود، در مرحله بعد نیز ماهیت سیاسی پیدا میکند و به یک مطالبه سیاسی تبدیل میشود و جنبه مدنی و اجتماعی خود را از دست میدهد.
در تعریف اعتراض باید گفت آنجا که بتوان به سمت توسعه ملی حرکت کرد و جامعه را توسعه داد میتوان واژه و عنوان اعتراض را به آن حرکت اطلاق کرد.
وقتی این اعتراض سیاسی وارد سیستم شد باید پاسخ درست دریافت کند، بهطور نمونه وزیری عزل شود، یا استعفا دهد یا نوسانات ارز کنترل شود و یا تغییر رفتار سیاسی یا اقتصادی در مجموعه سیستم شکل بگیرد، تا مردم دریابند که سیستم توان پاسخ به این مطالبه مردم را دارد.
اعتراض وقتی در مطالبات اجتماعی و سیاسی رادیکال شود و به بنبست برسد در نهایت به خشونت ختم میشود. این اعتراضات در کشورهای مختلف متفاوت است در کشور ما نیز تفاوت و ویژگی خاص دیگری دارد؛ با توجه به اینکه همواره یک نیروی خارجی علیه حاکمیت ما وجود داشته، دستهای خارجی در این اعتراضات نیز وارد میشود.
بنابراین بهطور خلاصه هرگاه اعتراض متناسب با امر ملی باشد، مسالمتآمیز است و به جامعه کمک میکند، اما هرجا امر ملی را مخدوش کرد دیگر نام اعتراض نمیتوان بر آن گذاشت، حتی اگر خشونت در آن نباشد هم دیگر اعتراض نیست. امر ملی شامل المانهای ملی همچون تمامیت ارضی، استقلال سیاسی، پرچم، شعارهای قانون اساسی و رویکردهای همسو با قانون اساسی است. بنابراین، هر اعتراضی که در منافات با مؤلفههای امر ملی باشد، دیگر اعتراض نیست. آنچه در روزهای اخیر در جای جای کشور مشاهده کردیم کاملاً مرز مشخصی داشت و هیچ نسبتی با امر ملی نداشت.
در تعریف مفهوم دیگر، اغتشاش، همچون اعتراض در اصل پیگیری یک مطالبه است اما اعتراضی غیرمسالمتآمیز و همراه با خشونت است که به سمت خشونت رادیکال و استفاده از بیشترین میزان زور و تخریب میرود و بیشترین حجم انفجار رسانهای در سطح بینالملل را دارد. آشوب و اغتشاش میانه اعتراض و خشونت شهری است.
از آنجا که کشور ما با یک نیروی بینالمللی به نام آمریکا و اسرائیل روبروست، بعد از ناکامی در جنگ 12 روزه، بهدنبال وارد کردن ضربات بعدی به نظام بود و معادلات خود را تغییر داد.
هفته گذشته در پی تصمیمگیریهای جدید دولت شاهد مطالبه مسالمتآمیز و اعتراض کسبه و مردم بودیم، اما با برنامهریزیهای دشمنان، مؤلفههای سیاسی، اجتماعی و امنیتی این مطالبات به آشوب و خشونت کشیده شد.
هیچ کشور و جامعهای المانهای ملی خود یعنی همان نمادهای ملی را که شامل همبستگی، شعائر مذهبی، پرچم، قانون اساسی است را با هیچ نیرویی معامله نمیکند و آن را در طبق اخلاص قرار نمیدهد، در این زمینه مسامحه و تعارف وجود ندارد و هر جامعهای برخوردی امنیتی و محکم دارد.
با توجه به مطالعات بنده که در حوزه تاریخ سیاسی اسکاندیناوی است باید بیان کنم که نمونههای بسیاری در این کشور وجود دارد که نیروی ملی مرز خود را با مرزهای دیگر مشخص میکند. بنابراین، مرز بین اعتراض، آشوب و جنگ شهری در اصل مرز امر ملی است، آنجا که اعتراض به یک جریان و به یک نیروی مهیجی که سیاست، اقتصاد و جامعه را به چرخش وا دارد، تبدیل میشود و به سمت توسعه ملی حرکت کرده و جامعه ملی را تقویت و امر ملی را محقق میکند، نه تنها ایراد ندارد بلکه بسیار مفید است.
متأسفانه یکی از ایرادات این است که اعتراض مسالمتآمیز آنطور که باید به رسمیت شناخته شود و فضایی برای آن در نظر گرفته شود، به رسمیت شناخته نشده است.
موضوعی که همیشه باید به آن اشاره کرد مسئله امر ملی است؛ هرجا این اعتراض متناسب با امر ملی باشد هیچ ایرادی نمیتوان به آن گرفت و کاملاً بجا و مفید است، اما هر جا این امر ملی مورد آسیب و هجمه قرار بگیرد دیگر ارتباطی با اعتراض ندارد و در اصل منافع دشمنان را تقویت میکند، در چنین شرایطی نیروهای امنیتی بدون هیچ مماشات و تعارفی باید موضوع را به ساحت سیاسی برگردانند و امر سیاسی به امر اجتماعی تبدیل شود.
به برداشت بنده میتوان گفت نجیبترین مردم دنیا را داریم، هر جا که لازم بود در میدانهای مختلف برای حمایت از تمامیت ارضی، استقال کشور و آرمانهای آن حضور پیدا کردند.
طبیعتاً هر حاکمیت سیاسی در موارد بحرانی امنیتی رفتار میکند. امیدواریم با تلاش دولت و نیروهای امنیتی این جریانات به سمت امر ملی حرکت کند و مطالبات مردم به ساحت سیاسی و سپس به ساحت اجتماعی بازگردد. با فهم و درک بینظیر مردم برای برگرداندن به حالت اجتماعی امید میرود که این بازگشت رقم بخورد، همچنین این مهم با کم کردن مناقشات امنیتی امکانپذیر است. ماندگاری در وضعیت امنیت نیز امر ملی و توطئه ملی را با چالشهای زیادی همراه میکند.
این حالت باید خیلی زود به ساحت سیاسی و اجتماعی بازگردد. ایجاد گفتوگوهای سیاسی بین مردم و حاکمیت و همچنین گفتوگو بین ارکان حاکمیت میتواند راهکاری برای این روزها باشد. پرکردن شکاف بین دولت و ملت از راهکارهای دیگری است که در بلندمدت محقق خواهد شد.
اجتماع کشوری امروز راهکاری برای اجتماعی کردن این وضعیت است تا فرصتی برای دولت باشد. اینکه مردم با حضور خود بیان میکنند که اگر مردم و اجتماع ما هستیم، مشکلی با امر ملی نداریم بلکه تنها مطالبه ما مطالبات اقتصادی بوده که با وجود این آشوبهای شکل گرفته فرصتی به دولت میدهیم تا مسیر درستتری را برای حل و پاسخ به این مطالبه پیدا کند.
با این حال سیاست خیابان نباید رها شود، ایجاد امنیت و مدیریت آن با نیروهای امنیتی است. از طرفی به لحاظ مدنی وظیفه اساتید، نخبگان و رسانههاست که امر ملی را تبیین کنند که در غیر این صورت به قهقرا میرویم و مطالبات ما محقق نخواهد شد، چراکه با وجود نیروهای خارجی که پشت دروازههای ایران قرار دارند، اگر مدیریت، تبیین و راهکارهای درست بهکار گرفته نشود بسیار خطرناک است. همانطور که یکی از سیاستمداران آمریکا دو روز گذشته بیان کرد که «آشوب در ایران امنیت ملی ایالت متحده آمریکاست» اجتماع امروز کمک میکند نیروهای خارجی به عقب رانده شود و درسی برای دولتمردان است که نگذارند کارد به استخوان ملت برسد.
انتهای پیام