رهبر معظم انقلاب در سخنرانی و دیداری که 19 دیماه سال جاری با مردم قم داشتند، در بیانات خود به نکتهای اشاره فرمودند: «آن بابایی که با نخوت و غرور نشسته آنجا راجع به همه دنیا قضاوت میکند، او هم بداند که معمولاً مستبدان و مستکبران عالم، از قبیل فرعون و نمرود و رضاخان و محمدرضا و امثال اینها، وقتی که در اوج غرور بودند سرنگون شدند، این هم سرنگون خواهد شد.» بهمنظور بررسی این نکته از منظر قرآن کریم و سرنوشت مستکبرانی که به آنها اشاره شده و سرنگون شدهاند، خبرنگار ایکنا از همدان طی چندین گفتوگو درصدد بررسی آیات قرآن کریم در این باره است که اولین شماره آن با حجتالاسلام والمسلمین جلال سبحانی، مسئول نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه صنعتی همدان را در ادامه میخوانیم:
در پی آغاز اعتراضات به نوسانات ارزی و وضعیت اقتصادی کشور از سوی برخی اصناف و بازاریان تهران در دیماه عناصر آموزشدیده و مزدور رژیم صهیونیستی ـ آمریکایی خود را در صفوف معترضان وارد کرده و حوادث تلخ و خشونتباری را رقم زدند که شاید بتوان آن را در تاریخ ایران بیسابقه بهشمار آورد.
در پی این حوادث، رهبر معظم انقلاب در سالگرد قیام 19 دی در دیدار با جمعی از مردم قم، ضمن اشاره به حوادث اخیر، نکته بسیار مهمی را مورد تأکید قرار دادند که ریشه قرآنی داشته و اکنون نیز مصداق دارد.
رهبر معظم انقلاب با اشاره به تفرعن، غرور و نخوت بیاندازه رئیسجمهور نامتعادل ایالات متحده آمریکا و دخالت وقیحانه او در امور داخلی بسیاری از کشورها، بر این آموزه بسیار مهم قرآنی تأکید فرمودند که سرنوشت همه مستکبران و قدرتمندان زورگوی عالم، سقوط در اوج قدرت ظاهری در زمانی رخ داده است که در ظاهر قابل پیشبینی و انتظار نبوده است.
رهبر معظم انقلاب با اشاره به سرنوشت دو تن از مستکبران معاصر، رضا و محمدرضا پهلوی و دو تن از طاغیانی که سرگذشت و سرنوشت آنان در قرآن کریم آمده، سقوط در اوج غرور و قدرت ظاهری را سرنوشت حتمی همه گردنکشان تاریخ دانستند.
با الهام از سخنان ایشان، نظری به عملکرد و سرنوشت نمرود و فرعون داریم که مورد اشاره رهبر معظم انقلاب قرار گرفته و رئیسجمهور کنونی آمریکا با آنها مقایسه شد، با مرور آموزههای قرآنی در ارتباط با عملکرد و فرجام این دو مستکبر ظالم میتوان با استناد به قوانین جامعه و تاریخ که در آموزههای قرآنی با عنوان «سنت الهی» از آن یاد میشود، تا حدودی سرنوشت افراد متفرعن، مستکبر، ظالم و خودبزرگبین چون ترامپ و نتانیاهو را پیشبینی کرد که چیزی جز به حضیض افتادن، در اوج قدرت و مکنت نیست.
واژه «فرعون» واژهای غیرعربی است که مصداق گستاخی و گردنکشی است؛ فرعون اسم عام است که بر تمام سلاطین مصر اطلاق میشود، همانگونه که به پادشاهان روم قیصر و شاهان ایرانی کسری گفته میشده است.
واژه فرعون در مجموع 74 بار در قرآن کریم آمده است. در کلام وحی به داستان فرعون زمان موسی(ع) پرداخته شده؛ اما به نام او تصریح نشده است. پارهای از منابع، نام اصلی او را «ولید بن مصعب» یا «ولید بن قابوس» دانستهاند.
برخی از ویژگیهای فرعون در قرآن کریم آمده است، همچون «استکبار و گردنکشی» که در آیه 75 سوره مبارکه «یونس» اشاره شده است: «ثُمَّ بَعَثْنَا مِنْ بَعْدِهِمْ مُوسَىٰ وَهَارُونَ إِلَىٰ فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ بِآيَاتِنَا فَاسْتَكْبَرُوا وَكَانُوا قَوْمًا مُجْرِمِينَ؛ آنگاه پس از آنان موسی و هارون را با آیات خود بهسوی فرعون و اشراف و سران قومش فرستادیم، پس آنان تکبر ورزیدند و آنان گروهی گنهکار بودند.»
ویژگی دیگر «ظلم و عدوان» است که خداوند در آیه 90 سوره مبارکه «یونس» میفرماید: «وَجَاوَزْنَا بِبَنِي إِسْرَائِيلَ الْبَحْرَ فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ وَجُنُودُهُ بَغْيًا وَعَدْوًا ۖ حَتَّىٰ إِذَا أَدْرَكَهُ الْغَرَقُ قَالَ آمَنْتُ أَنَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا الَّذِي آمَنَتْ بِهِ بَنُو إِسْرَائِيلَ وَأَنَا مِنَ الْمُسْلِمِينَ؛ و بنیاسرائیل را از دریا گذراندیم، پس فرعون و لشکریانش آنان را از روی ستم و تجاوز دنبال کردند تا هنگامی که بلای غرق شدن، او را فروگرفت، گفت: ایمان آوردم که هیچ معبودی جز همان که بنیاسرائیل به او ایمان آوردند، نیست و من از تسلیمشدگان در برابر فرمانهای حق هستم.»
«طغیان و سرکشی» نیز از دیگر ویژگیهای فرعون است که در آیات مختلفی اشاره شده است، «اذْهَبْ إِلَىٰ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَىٰ؛ بهسوی فرعون برو؛ زیرا او در برابر خدا سرکشی کرده است.» که این آیه در آیات 24 و 43 سوره طه و 17 نازعات آمده است.
از دیگر ویژگیهایی که قرآن کریم در مورد فرعون بیان کرده است «گمراه کردن مردم» است: «وَأَضَلَّ فِرْعَوْنُ قَوْمَهُ وَمَا هَدَىٰ؛ و فرعون قومش را گمراه کرد و راهنمایی نکرد.» (سوره طه/ آیه 79)، همچنین «به استضعاف کشاندن مردم» از دیگر ویژگیهاست که در آیه چهارم سوره مبارکه قصص آمده است: «إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلَا فِي الْأَرْضِ وَجَعَلَ أَهْلَهَا شِيَعًا يَسْتَضْعِفُ طَائِفَةً مِنْهُمْ يُذَبِّحُ أَبْنَاءَهُمْ وَيَسْتَحْيِي نِسَاءَهُمْ ۚ إِنَّهُ كَانَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ؛ همانا فرعون در سرزمین مصر برتریجویی و سرکشی کرد و مردمش را گروه گروه کرد، در حالیکه گروهی از آنان را ناتوان و زبون گرفت، پسرانشان را سر میبرید، و زنانشان را برای بیگاری گرفتن زنده میگذاشت؛ بیتردید او از مفسدان بود.»
ویژگی دیگر فرعون «اسراف و زیادهروی» است که در آیه 31 سوره مبارکه «دخان» به آن اشاره شده است: «مِنْ فِرْعَوْنَ ۚ إِنَّهُ كَانَ عَالِيًا مِنَ الْمُسْرِفِينَ؛ از فرعون که متکبری سرکش از زمره اسرافکاران بود.»
فرعون در آغاز، ادعای ربوبیت داشت و ندای «انا ربکم الاعلی؛ من پروردگار شما هستم» (سوره نازعات/ آیه 24) را سر داد، سپس ادعایی فراتر از این یعنی ادعای الوهیت را مطرح کرد «وَقَالَ فِرْعَوْنُ يَا أَيُّهَا الْمَلَأُ مَا عَلِمْتُ لَكُمْ مِنْ إِلَٰهٍ غَيْرِي فَأَوْقِدْ لِي يَا هَامَانُ عَلَى الطِّينِ فَاجْعَلْ لِي صَرْحًا لَعَلِّي أَطَّلِعُ إِلَىٰ إِلَٰهِ مُوسَىٰ وَإِنِّي لَأَظُنُّهُ مِنَ الْكَاذِبِينَ؛ و فرعون گفت: ای اشراف و سران مملکت، من برای شما هیچ معبودی جز خود نمیشناسم، پس ای هامان، برایم بر گِل آتش بیفروز تا آجر محکم و قوی بهدست آید، پس برایم برجی بلند بساز شاید بر معبود موسی آگاهی و اطلاع یابم، و البته من او را از دروغگویان می پندارم.» (سوره قصص/ آیه 38)
در چنین شرایطی خداوند حضرت موسی(ع) را به همراه هارون برای هدایت فرعون فرستاد، اما او استکبار ورزید و دعوت موسی(ع) را نپذیرفت «إِلَىٰ فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ فَاسْتَكْبَرُوا وَكَانُوا قَوْمًا عَالِينَ؛ بهسوی فرعون و سران و اشراف قومش، پس تکبر ورزیدند.» (سوره مؤمنون/ آیه 46)
پس از آن خاندان فرعون به مصیبتهایی گرفتار شدند، اما باز هم دست از استکبار برنداشتند و بر حضرت موسی(ع) و قومش بیشتر سخت گرفتند تا سرانجام دستور کوچ بنیاسرائیل به حضرت موسی(ع) داده شد. بنیاسرائیل با هدایت و رهبری حضرت موسی(ع) به رود نیل رسیده و با معجزه الهی موسی(ع)، نیل از هم شکافته و بنیاسرائیل از آن عبور کردند، اما فرعون که در اوج غرور، نخوت و احساس قدرت قرار داشت، با سپاهی انبوه به تعقیب آنان پرداخت و وارد نیل شد، اما ناگهان دریا به هم آمده و فرعون و سپاهش را در خود غرق کرد و چنین بود که فرجام تلخ و سختی برای فرعون رقم خورد تا وی عبرت تاریخ شود و همه گردنکشان و سرکشان تاریخ بدانند که در اوج غرور و قدرت، طغیان و سرکشی، زمینه نابودی آنها را فراهم میآورد.
انتهای پیام