کد خبر: 4371106
تاریخ انتشار : ۳۱ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۷:۱۱
حجت‌الاسلام کلباسی مطرح کرد

نهم ربیع‌الاول؛ فرصتی برای تعمیق معرفت نسبت به امام عصر(عج) + فیلم

مدیر مرکز تخصصی مهدویت با بیان اینکه نهم ربیع‌الاول سالروز آغاز امامت امام حی و زنده است، گفت: بزرگداشت این مناسبت می‌تواند فرصتی برای تقویت معرفت نسبت به امام عصر(عج)، شناخت آرمان‌های مهدوی و مصونیت جامعه از دام مدعیان دروغین و جریان‌های انحرافی باشد.

حجت‌الاسلام کلباسی

همزمان با فرارسیدن نهم ربیع‌الاول، سالروز آغاز امامت حضرت مهدی(عج)، توجه به جایگاه این مناسبت و ضرورت تعمیق معرفت نسبت به امام عصر(عج) اهمیت ویژه‌ای می‌یابد؛ به‌ویژه آنکه در دوران غیبت، شناخت صحیح امام و تمایز میان آموزه‌های اصیل مهدوی با ادعاهای انحرافی، از الزامات اعتقادی و اجتماعی منتظران به‌شمار می‌رود.

 حجت‌الاسلام والمسلمین مجتبی کلباسی مدیر مرکز تخصصی مهدویت در گفت‌وگو با ایکنا از قم، ضمن تبیین جایگاه نهم ربیع‌الاول، درباره ضرورت بزرگداشت این مناسبت، نقش معرفت امام در معنابخشی به زندگی، خطر مدعیان دروغین مهدویت و تفاوت نیابت عام و خاص امام عصر(عج) سخن گفت که متن آن را می‌خوانیم: 

ایکنا- نهم ربیع‌الاول چه جایگاهی در میان مناسبت‌های مرتبط با امام عصر(عج) دارد و چرا بزرگداشت این روز در شرایط فرهنگی و اجتماعی جامعه امروز اهمیت دارد؟

نهم ربیع‌الاول یکی از مناسبت‌های مهم در رابطه با امام عصر(عج) است. البته در طول سال مناسبت‌های فراوانی داریم و در متون دینی نیز این مناسبت‌ها پیش‌بینی شده است؛ از نیمه شعبان گرفته تا ماه مبارک رمضان و دیگر ایامی که هر کدام مناسبتی و ارتباطی با امام عصر(عج) دارند. بلکه در متون دینی به ما توصیه شده است که هر روز دعای عهد بخوانیم و این ارتباط و این خط و مسیر را همواره با خود داشته باشیم.

با این حال، نهم ربیع‌الاول ویژگی خاصی دارد؛ زیرا با شهادت امام حسن عسکری(ع) در هشتم ربیع‌الاول، امامت امام عصر(عج) آغاز می‌شود. ما در مورد هیچ‌یک از ائمه دیگر در حال حاضر چنین برنامه‌ای نداریم که روز آغاز امامت آنان را به‌صورت مستقل بزرگداشت بگیریم. برای نمونه، در مورد امیرالمؤمنین علی(ع)، غدیر روز نصب ایشان است و اتفاقاً نهم ربیع‌الاول را «غدیر ثانی» نیز می‌نامند، زیرا امتداد غدیر است؛ اما روز آغاز امامت پس از پیامبر اکرم(ص) را به‌صورت مستقل بزرگداشت نمی‌گیریم و درباره ائمه(ع) دیگر نیز چنین برنامه‌ای وجود ندارد.

نهم ربیع‌الاول از این جهت اهمیت دارد که سالگشت آغاز امامت «امام حی» است؛ یعنی امامی که زنده، حاضر و ناظر است و هدایت‌های آن حضرت امروز نیز وجود دارد و ما می‌توانیم از این هدایت‌ها به نحو شایسته بهره ببریم.

بنابراین، یکی از تفاوت‌های عمده میان شهادت ائمه دیگر و شهادت امام حسن عسکری(ع) این است که با شهادت امام عسکری(ع)، امامت امام حی و زنده آغاز می‌شود و نهم ربیع‌الاول سالگشت این آغاز امامت است.

نکته دوم، شرایطی است که به‌خصوص ما در این عصر با آن روبه‌رو هستیم. البته همواره کسانی که در مقابل راه خدا و اولیای خدا بوده‌اند، یعنی شیاطین انس و جن، هم با رسالت انبیا، هم با توسعه آن و هم با یادکرد آن مخالف بوده و هستند. شیطان و شیاطین به‌دنبال این هستند که این مطالب فراموش شود.

در مقابل، شارع مقدس و اولیای حق و ذات اقدس پروردگار، برنامه‌شان این است که دائماً تذکر و یادآوری صورت بگیرد. ما شبانه‌روز موظف به پنج نماز در پنج زمان هستیم؛ زیرا انسان نیازمند تذکر است و همواره در معرض نسیان، فراموشی و بی‌توجهی قرار دارد.

خداوند در آیه ۲۴ سوره مبارکه «کهف» می‌فرماید: «وَاذْکُرْ رَبَّکَ إِذَا نَسِیتَ وَقُلْ عَسَىٰ أَنْ یَهْدِیَنِ رَبِّی لِأَقْرَبَ مِنْ هَٰذَا رَشَدًا؛ و پروردگارت را هنگامی که فراموش کردی یاد کن و بگو: امید است پروردگارم مرا به راهی نزدیک‌تر از این به هدایت راهنمایی کند.»

بنابراین، مناسبت‌های دینی نیز کارکردی مشابه دارند. امروزه در دنیای حاضر و در فرهنگ مسلط بر جهان، تلاش می‌شود اذهان و افکار با پرداختن به مطالب و مسائلی که واقعاً هیچ ارزشی ندارند، اگر نگوییم ضد ارزش هستند، درگیر شود. اگر ما به مناسبت‌های ارزشمند خود توجه نکنیم، مناسبت‌های دیگر جایگزین آن‌ها می‌شوند.

اگر ما روزهای ارزشمند تاریخی و این خط و مسیر را ترویج نکنیم، طبیعی است که دیگران برای ما تله می‌گذارند و ما را ناخواسته در تله‌های خود گرفتار می‌کنند؛ آن هم با جاذبه‌هایی که امروز تولید می‌کنند. فضای مجازی، فیلم‌ها و سایر ابزارهای رسانه‌ای نیز در این زمینه نقش دارند و همه عزیزان نسبت به این مسائل آگاهی دارند.

ایکنا- در این میان، شناخت امام زمان(عج) چه جایگاهی دارد و چرا در معارف اسلامی بر معرفت امام تأکید شده است؟

ضرورت دارد که ما نسبت به بزرگداشت این ایام، به‌خصوص آنچه با امام عصر(عج) مرتبط است، توجه کنیم. پیامبر اکرم(ص) در روایتی جایگاه معرفت امام زمان(عج) را بسیار مهم دانسته‌اند.

رسول گرامی اسلام(ص) فرمودند: «مَنْ مَاتَ وَلَمْ یَعْرِفْ إِمَامَ زَمَانِهِ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیَّةً؛ هر کس بمیرد و امام زمان خود را نشناسد، به مرگ جاهلیت مرده است.»

کسی که بدون معرفت امام و پیشوای خود از دنیا برود، در حقیقت از جاهلیت خارج نشده است؛ زیرا انسانی که نداند دنبال چه کسی حرکت می‌کند و دنبال چه آرمانی است، ممکن است چشم باز کند و ببیند که دنبال شیطان، یک قمارباز یا انسانی فاسد و مفسد حرکت کرده است؛ یعنی دنبال کسی رفته که او را به تباهی و هلاکت می‌کشاند. بنابراین، هر حرکت مفیدی تابع معرفت است. انسان بدون معرفت نمی‌تواند حرکت مفید و سازنده‌ای داشته باشد.

شناخت امام عصر(عج) در مسیر زندگی انسان تفوت ایجاد می‌کند و تفاوت بسیار زیادی است میان کسی که امام عصر(عج) را می‌شناسد و کسی که ایشان را نمی‌شناسد وجود دارد. کسی که امام عصر(عج) را می‌شناسد، می‌داند شعار آن حضرت و پرچم ایشان چیست. این پرچم را رسول گرامی اسلام(ص) برافراشته‌اند و در توصیف آینده‌ای که با ظهور حضرت رقم خواهد خورد، فرموده‌اند: «یَمْلَأُ اللَّهُ بِهِ الْأَرْضَ قِسْطًا وَعَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ ظُلْمًا وَجَوْرًا؛ خداوند به‌وسیله او زمین را از قسط و عدل پر می‌کند، همان‌گونه که از ظلم و جور پر شده است.»

این حدیث در منابع اسلامی، اعم از شیعه و سنی، نقل شده و از احادیث مشهور و متواتر درباره مهدویت است. کسی که با این حقیقت آشنا می‌شود، یعنی با مفاهیم قسط، عدل، ظلم و جور آشناست، زندگی‌اش جهت پیدا می‌کند.

ارزش انسان در پیگیری عدل و مخالفت با ظلم و جور و حرکت زیر پرچم مهدویت است. فایده شناخت امام عصر(عج) این است که به زندگی انسان معنا می‌دهد و مشخص می‌کند که انسان در زندگی دنبال چیست؛ در روابطش، اقتصادش، سیاستش، فرهنگش و خانواده‌اش.

این کلام نورانی و این پرچم ارزشمند که حاصل شناخت ولی خداست، حتی به زندگی خانوادگی انسان معنا می‌دهد. مشخص می‌کند انسان برای چه خانواده تشکیل دهد و برای چه فرزند تربیت کند. اینجاست که زندگی معنا پیدا می‌کند و انسان از سردرگمی و بی‌معنایی نجات می‌یابد.

امروز یکی از مشکلات بشر، مسئله معنای زندگی است؛ اینکه اصلاً این زندگی برای چیست و دنبال چه هستیم. بنابراین، شناخت امام عصر(عج) نجات‌بخش زندگی انسان و آرمان‌ساز برای حال و آینده اوست.

علاوه بر این، انسان به‌صورت فطری تمایلاتی نسبت به اولیای خدا دارد و شاید نیاز به بحث زیادی نباشد که انسان اگر بداند کسی از جانب خداست، به او تمایل پیدا می‌کند. این امر در نهاد و فطرت انسان قرار داده شده است که تفصیل آن در جای خود باید مورد بحث قرار گیرد.

اگر انسان امام زمان خود را به‌درستی نشناسد، ممکن است در دام مدعیان گرفتار شود. در طول تاریخ صدها نفر، ادعای مهدویت کرده‌اند و عده‌ای نیز دور آن‌ها جمع شده‌اند.

در این زمینه کتاب‌های متعددی نوشته شده است و اهل تحقیق می‌توانند به آن‌ها مراجعه کنند. یکی از این کتب، کتابی به نام متمهدان است. متمهدان یعنی افرادی که ادعای امامت حضرت مهدی(عج) را می‌کردند.

معارف اهل‌ بیت(ع) نیز نسبت به این مسئله هشدار داده‌اند. درباره حضرت موسی(ع) آمده است که ظهور ایشان محقق نشد مگر اینکه پیش از آن، عده‌ای ادعا کردند که ما همان موسی هستیم. درباره امام عصر(عج) نیز پیش از ظهور، مدعیانی با ویژگی‌های مختلف خواهند بود و همین مسئله نشان می‌دهد که انسان باید معیار شناخت داشته باشد.

ایکنا- برای بررسی ادعای نیابت، ابتدا باید چه تفاوتی میان نیابت خاص در دوران غیبت صغری و ادعاهای امروزی قائل شد؟ امام حسن عسکری(ع) مسئله امامت و غیبت امام عصر(عج) را برای یاران خود تبیین کرده بودند؟

ما یک دوره‌ای به نام دوران نیابت خاص داشتیم. از زمان امام هادی(ع)، امام حسن عسکری(ع) و حتی پیش از آن، افرادی از جانب ائمه(ع) وکالت داشتند. برای نمونه، در قم احمد بن اسحاق اشعری قمی، وکیل امام عسکری(ع) بود. همین مسجد امام حسن عسکری(ع) که در نزدیکی حرم حضرت معصومه(س) قرار دارد، با نقش وکیل امام عسکری(ع) در قم در ارتباط است و احمد بن اسحاق اشعری قمی به دستور حضرت این مسجد را آغاز کرد.

این افراد، وکلای ائمه(ع) بودند. در دوران غیبت صغری نیز چهار نفر که به «نواب اربعه» معروف‌اند، حدود 70 سال نمایندگان حضرت بودند. شیعیان با این افراد ارتباط داشتند و آنان یکی پس از دیگری با وجود مقدس امام عصر(عج) مرتبط بودند.

اما نایب چهارم، نامه‌ای دریافت کرد که پس از خود کسی را معرفی نکند و با این دستور، دوران غیبت کبری آغاز شد. بنابراین، پس از دوران غیبت صغری، نیابت خاص دیگر معنا ندارد و امروز ما در دوران غیبت کبری هستیم.

بله. خود امام حسن عسکری(ع) پیش از این وقایع، موضوع را برای شیعیان تبیین کرده بودند. در روایتی که احمد بن اسحاق اشعری قمی در کتاب «کمال‌الدین» شیخ صدوق و در بخش روایات امام عسکری(ع) نقل کرده است، آمده که خدمت امام رسید و قصد داشت از حضرت سؤال کند امام پس از ایشان چه کسی است.

شرایط زمان امام عسکری(ع) اهمیت زیادی داشت؛ ولادت امام عصر(عج) به‌دلیل حفاظت از حضرت، پنهانی بود و حتی در دوران کودکی هر کسی موفق نمی‌شد حضرت را ببیند، بلکه افراد خاصی توفیق دیدار داشتند.

احمد بن اسحاق می‌گوید با این نیت خدمت امام عسکری(ع) رسید که درباره امام پس از ایشان سؤال کند؛ زیرا این پرسش از سؤال‌هایی بود که اصحاب ائمه(ع) فراوان از امامان می‌پرسیدند و موارد آن متعدد است.

احمد بن اسحاق نیز با توجه به اینکه احساس می‌کرد امام عسکری(ع) فرزندی ندارند، قصد داشت این موضوع را از حضرت سؤال کند. حتی تبلیغ می‌شد که امام عسکری(ع) فرزندی ندارند و برخی مورخان نیز چنین مطالبی نوشته‌اند؛ زیرا بنی‌عباس دقیقاً به‌دنبال همین بودند که بگویند نسل امامت منقطع شده و امامت پایان یافته است، اما واقعیت غیر از این بود.

احمد بن اسحاق نقل می‌کند که خدمت حضرت رسید و می‌خواست همین موضوع را سؤال کند، اما پیش از آنکه سؤال خود را مطرح کند، امام عسکری(ع) فرمودند که پس از من، فرزندم که همنام پیامبر است و دارای ویژگی‌های خاصی است، امام خواهد بود.

سپس حضرت به‌سرعت به اندرونی رفتند و بازگشتند، در حالی‌که کودکی بر شانه‌های حضرت بود که چهره‌اش مانند ماه می‌درخشید. امام عسکری(ع) سپس به مسئله غیبت آن حضرت اشاره کردند.

موضوع غیبت نیز از زمان پیامبر اکرم(ص) برای مسلمانان مطرح بوده است. خود نبی مکرم اسلام(ص) درباره غیبت امام عصر(عج) سخن گفته بودند و وقتی از حضرت پرسیده شد امام غائب چه فایده‌ای دارد، فرمودند او مانند خورشید پشت ابر است؛ انسان خورشید را نمی‌بیند، اما نور و گرمای آن وجود دارد.

بنابراین، احمد بن اسحاق اشعری قمی وکیل حضرت بوده و حضرت را می‌دیده است. این نمونه‌ای از افراد خاصی است که در دوره‌ای که بنا بوده حضرت از همان آغاز در یک غیبت مرحله‌ای باشند، با ایشان ارتباط داشته‌اند تا اینکه غیبت کبری آغاز شد و امروز ما در دوران غیبت کبری هستیم.

ایکنا- آیا در دوران غیبت کبری کسی می‌تواند مدعی نیابت خاص یا ارتباط اختیاری با امام عصر(عج) باشد؟

پس از دوران غیبت صغری، نیابت خاص دیگر معنا ندارد. نواب خاص محدود به چهار نفر بودند و اسامی، اوصاف و تاریخ زندگی آن‌ها مشخص است. پس از نایب چهارم، دوران غیبت کبری آغاز شد و در این دوران هیچ نیابت خاصی از امام عصر(عج) وجود ندارد.

بنابراین، هرکس ادعا کند از طرف حضرت نایب خاص است، این ادعا قطعاً باطل است. حتی اگر کسی ادعا کند «هرگاه بخواهم خدمت حضرت می‌رسم»، این ادعا نیز باطل است.

ممکن است فردی در شرایطی خاص، یک ملاقات یا عنایتی از جانب حضرت داشته باشد و در همان زمان متوجه نشود و بعدها به آن توجه پیدا کند. افراد بسیار موثق، شناخته‌شده، عالم و متقی نیز وجود داشته‌اند که چنین مواردی درباره آن‌ها نقل شده است.

برای نمونه، مرحوم آیت‌الله نجفی مرعشی با دست‌خط خودشان پشت جلد یکی از کتاب‌هایشان نوشته‌اند که در مسجد سهله ملاقاتی برای ایشان اتفاق افتاده است؛ البته خود ایشان در آن زمان متوجه نشده بودند و بعداً متوجه شدند.

این امکان وجود دارد، اما همین هم به این معنا نیست که هرکس ادعا کرد، سخنش پذیرفته شود؛ زیرا ممکن است خطا یا اشتباه باشد. باید قرائن، شواهد و دلایل بررسی شود که آیا واقعاً آن ملاقات با امام عصر(عج) بوده است یا خیر.

چه‌بسا ملاقات با اولیای خدا باشد. خداوند اولیای پنهانی در زمین دارد که گاهی به داد افراد می‌رسند. ممکن است فردی در جایی گرفتار شده باشد و شخصی بیاید و بدون معرفی خود، او را از یک مسیر اشتباه نجات دهد. این موارد وجود دارد و تعابیر مختلفی نیز درباره آن‌ها مطرح شده است؛ از جمله «ابدال»؛ این افراد گاهی فریادرسی می‌کنند و ممکن است شخص آن‌ها را با امام عصر(عج) اشتباه بگیرد؛ زیرا این اولیای خدا خود را معرفی نمی‌کنند. بنابراین، باید با شواهد و قرائن این مسائل را شناخت.

ایکنا- در مقابل نیابت خاص، نیابت عام چه مفهومی دارد و چه مبنایی در معارف اسلامی برای آن وجود دارد؟

نیابت عام اختصاصی به زمان امام عصر(عج) ندارد. در زمان همه ائمه(ع) علمایی، محدثانی و راویانی بودند که مردم به آن‌ها مراجعه می‌کردند و ائمه(ع) نیز آنان را برای هدایت مردم معرفی می‌کردند.

برای نمونه، ائمه(ع) به برخی از افراد می‌فرمودند در مسجد کوفه بنشینند، برای مردم فتوا بدهند، نظر بدهند یا میان آن‌ها داوری کنند. بنابراین، نیابت عام یک قاعده کلی است که ریشه‌های آن هم در قرآن و هم در حدیث وجود دارد.

امام زمان(عج) در توقیع شریف فرمودند: «وَأَمَّا الْحَوَادِثُ الْوَاقِعَةُ فَارْجِعُوا فِیهَا إِلَى رُوَاةِ حَدِیثِنَا، فَإِنَّهُمْ حُجَّتِی عَلَیْکُمْ وَأَنَا حُجَّةُ اللَّهِ عَلَیْهِمْ؛ اما در حوادث و مسائل جدید به راویان حدیث ما مراجعه کنید؛ زیرا آنان حجت من بر شما هستند و من حجت خدا بر آنان هستم.»

این مسئله هم یک مطلب عقلی است و هم یک مطلب نقلی. از زمان رسول گرامی اسلام(ص) نیز نمایندگانی از سوی حضرت در مناطق مختلف حضور داشتند و مردم را با قرآن و دستورات دین آشنا می‌کردند.

در دوران غیبت نیز همین مسئله وجود دارد و ما از این افراد با عنوان مراجع تقلید یاد می‌کنیم؛ یعنی کسانی که در جایگاه علمی لازم قرار گرفته‌اند و در مقام فتوا و تبیین وظایف دینی، مردم را راهنمایی می‌کنند.

گاهی از آن‌ها با عنوان مجتهد، آیت‌الله یا مرجع دینی یاد می‌شود. این تعابیر، با تفاوت‌هایی که دارند، به جایگاه علمی و دینی این افراد اشاره می‌کنند.

درواقع، محوری که امروز مردم را حول امام عصر(عج) نگاه می‌دارد و راهنمایی می‌کند، همین نیابت عام است؛ یعنی کسانی که فقه، کلام، راه و معارف اهل‌ بیت(ع) را برای مردم بیان می‌کنند، در چارچوب نیابت عام قرار می‌گیرند.

وقتی می‌گوییم «عام»، یعنی این جایگاه منحصر به‌فرد خاصی نیست و ادعای شخصی نیز در آن وجود ندارد؛ بلکه عنوانی است که براساس ضوابط مشخص بر افراد واجد شرایط تطبیق می‌کند.

به‌طور نمونه، وقتی می‌گوییم فلانی یک دانشمند برجسته است، این دانشمند چگونه به این جایگاه رسیده است؟ تحصیل علم کرده، زحمت کشیده و رنج برده تا به این مرحله رسیده است.

مرجعیت نیز همین‌طور است؛ فرد باید 30، 40 یا حتی 50 سال زحمت علمی بکشد و در کنار آن شرایط دیگری را نیز دارا باشد تا به جایگاهی برسد که بتوان او را در چارچوب نیابت عام قرار داد.

این مسئله حتی اختصاص به شیعه ندارد. شما در مسیحیت، یهودیت و اهل سنت نیز می‌بینید که مردم در مسائل دینی خود به عالمان و دانشمندان مراجعه می‌کنند.

اگر در قرآن سخن از «احبار» و «رهبان» است، منظور عالمان دینی یهودیت و نصرانیت است که مرجع دینی مردم خود بوده‌اند.

البته در اسلام و به‌ویژه در مکتب اهل‌ بیت(ع)، ویژگی‌هایی وجود دارد که مرجعیت شیعی را از مرجعیت در مذاهب دیگر یا ادیان دیگر متمایز می‌کند و این موضوع خود بحث مستقلی است که باید در جای خود به آن پرداخت.

ایکنا- مهم‌ترین ویژگی‌های نایب عام امام عصر(عج) چیست و چه شرایط علمی و اخلاقی برای رسیدن به این جایگاه وجود دارد؟

یکی از نخستین ویژگی‌ها علم است؛ آن هم علم در برجسته‌ترین حد خود. وقتی می‌گوییم فرد می‌تواند احکام خدا را از ادله فقه استنباط کند، این کار مبانی، اصول و قواعدی دارد که به آن‌ها فقه و اصول گفته می‌شود. اصول، منطق استنباط و منطق برخورد با احادیث است.

البته ده‌ها شاخه علمی لازم است تا فرد بتواند به این نقطه برسد. یکی از آن‌ها ادبیات است؛ فرد باید کاملاً به ادبیات عرب مسلط باشد. همچنین باید به علوم متعدد دیگری آشنا باشد؛ یکی از آنها علم رجال است، زیرا احادیث با رجال سروکار دارند و باید مشخص شود کسانی که حدیثی را نقل کرده‌اند، قابل اعتماد هستند یا خیر. این بحث در عین حال یک نوع بحث تاریخی نیز است.

فرد باید با قرآن آشنا باشد، زیرا قرآن یکی از منابع اصلی فقه است. حدیث نیز یکی دیگر از منابع مهم است. ما هزاران حدیث داریم و مجموعه احادیث فقهی شیعه در حدود ۲۸ جلد در «وسائل الشیعه» جمع‌آوری شده است که البته همه احادیث نیست، بلکه گزیده‌ای از آن‌هاست.

اگر فرد حدیث‌شناس و رجال‌شناس نباشد، چگونه می‌تواند از این منابع استفاده کند؟ علاوه بر این‌ها، باید با ادبیات عرب، معانی و بیان، منطق، فلسفه و علوم متعدد دیگر آشنا باشد تا بتواند قدرت استنباط احکام را پیدا کند.

این جایگاه چیزی نیست که کسی بتواند در خانه و به‌صورت شخصی به‌دست آورد. تمام کسانی که در جایگاه مرجعیت علمی و نیابت عام قرار گرفته‌اند، عملاً در مجامع علمی حوزه و پس از گذشت 40 سال تدریس و تحقیق، جایگاه علمی خود را اثبات کرده‌اند.

مقام علمی و برتری آنان نیز توسط افراد فاضل، عالم و نخبه تأیید می‌شود. این‌گونه نیست که کسی بتواند در این مسئله مداخله‌ای غیرضابطه‌مند داشته باشد. بنابراین، مرجعیت همواره توسط شخصیت‌های برجسته علمی عالم اسلام شناخته و تأیید می‌شود و امروز نیز سازوکارهایی مانند مجلس خبرگان و نظر اساتید و علما در این زمینه مطرح است.

علاوه بر علم، اخلاق و تقوا نیز اهمیت دارد. هیچ‌گاه کسی که خارج از حدود تقوا لغزش داشته باشد، نمی‌تواند در این جایگاه قرار گیرد. ممکن است فردی بسیار عالم باشد، اما سوءخلق داشته باشد و به همین دلیل هیچ‌گاه به جایگاه مرجعیت راه پیدا نکند.

در مجموع، تفاوت نیابت عام و نیابت خاص در این است که نیابت عام چارچوب‌های منطقی، علمی و اثباتی دارد. کسانی که از این مسیر عبور کنند، به این جایگاه برسند و مورد تأیید نخبگان و خبرگان قرار بگیرند، در جایگاه مرجعیت قرار می‌گیرند و مجاز می‌شوند که از آن‌ها تقلید شود. این همان نیابت عام است؛ برخلاف نیابت خاص که از جانب خود ائمه(ع) تعیین می‌شد.

ایکنا- با توجه به تجربه تاریخی شیعه، نیابت عام و مرجعیت چه آثار و برکاتی برای جامعه داشته است؟

ما شکی نداریم که در این زمان تکالیف و وظایفی داریم. این قرآن است، این کلام نبی مکرم اسلام(ص) است، این‌ها کتب حدیث و این‌ها کتب عقاید است. مسئله این است که در این وادی چه باید کنیم.

بدون شک، مرجعیت یا نیابت عام، که در حقیقت فلسفه مرجعیت نیز همین است، راه‌حل قطعی و روشن این مسئله است. اگر تنها به برکات این نیابت در طول تاریخ نگاه کنیم، می‌بینیم که چه جایگاه رفیعی است و چه آثار و برکاتی برای ملت و کشور داشته است.

نمونه‌ای که در برابر ما قرار دارد، حضرت امام خمینی(ره)، قائد شهید امت(قدس سره الزکیه) و پس از ایشان آیت‌الله العظمی  امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) است. ببینید چه عزتی برای این کشور و ملت ایجاد شده و چگونه کشور در برابر قدرت‌های جهانی ایستاده است.

این اندیشه را با اندیشه‌ای مقایسه کنید که سفارت آمریکا تعیین کند فلان کار انجام شود یا نشود، فردی برود یا بماند. این دو چقدر با یکدیگر تفاوت دارند. یک جریان قائم به ذات است و دیگری قائم به غیر.

زمانی سران متفقین به ایران آمدند، رضاشاه را تبعید کردند و پسرش را بر سر کار آوردند. این وضعیت جز وابسته کردن مملکت چه فایده‌ای داشت؟ نتیجه نیز همین شد و امروز هم طرفداران آن جریان در دامان اربابان خود زندگی می‌کنند و به امیدهای واهی دل بسته‌اند.

اما قضیه حضرت امام خمینی(ره) و پیش از ایشان میرزای شیرازی و ماجرای تحریم تنباکو را ببینید. بارها و بارها به برکت مرجعیت و نیابت عام امام عصر(عج)، این کشور از غارت، تباهی و وابستگی کامل نجات پیدا کرده است.

این راه عزت کشور است. بنابراین، هم به لحاظ تاریخی و هم بر اساس واقعیات عینی که مشاهده کرده‌ایم، باید بدانیم که نیابت عام یکی از برکات و نعمت‌های ویژه‌ای است که خداوند به شیعیان اهل‌ بیت(ع) عنایت کرده و ما بارها ثمرات آن را در این کشور تجربه کرده‌ایم.

انتهای پیام
خبرنگار:
هانیه محمدنژاد
دبیر:
مژگان فرهنگیان
captcha