اسماعیل شفیعی سروستانی تأکید کرد: حق امام عصر (عج)، به اندازه وسعت خلقت خداست و ادای آن، جز با یاری خود او ممکن نیست.
به گزارش ایکنا، به نقل از مؤسسه فرهنگی هنری موعود عصر، اسماعیل شفیعی سروستانی، مدیر مسئول مؤسسه فرهنگی هنری موعود عصر(عج) ضمن تأکید بر ضرورت تأمل بر فرازهای عاشورا یادآور شد: برای هریک از فرازهای زیارت عاشورا میتوان یک کتاب نوشت. در میان انبوه مناسک و ادعیه، گاهی یک فراز کوتاه، چنان پرده از روی حقیقت برمیدارد که انسان را در برابر هویت خویش میایستاند. فراز «اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد» از زیارت عاشورا، نه یک طلسم لفظی که منشور بصیرتافزایی است که وجدان تاریخی شیعه را به داوری میطلبد.
آنچه این فراز را از یک لعن ساده به «هشدار وجودی» بدل میکند، ادامه آن است که میفرماید: «وَ آخِرِ تَابِعٍ لَهُمْ عَلَى ذَلِکَ». یعنی لعنت، نه تنها شامل پیشگامان ظلم، بلکه تمامی کسانی میشود که دانسته یا نادانسته، در مسیر سلب حق اهل بیت(ع) گام برمیدارند. اینجاست که انسانی که زیارت میخواند، ممکن است خود را در آینه لعنت، مخاطب خویش بیابد؛ چرا که اگر حق امام را نشناسد، یا در ادای آن کوتاهی کند، عملاً در همان زمره قرار گرفته است.
از این رو، سخن از حق امام از سنخ حقوق قراردادی یا اخلاقی عادی نیست، بلکه همراه با نظام تکوینی و تشریعی هستی پیوند خورده است. نشناختن امام، برابر با گمراهی قطعی است، چنانکه در دعای شریف آمده: «اللَّهُمَّ عَرِّفْنِي حُجَّتَكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي حُجَّتَكَ ضَلَلْتُ عَنْ دِينِي». بنابراین، شناخت امام، نه یک توصیه اخلاقی که شرط اساسی بقای دین و خروج از ظلمت جهل و بدعت است. در این مقدمه، میکوشیم تا با تفکیک حقوق امام به چند ساحت بنیادین، نشان دهیم که وظیفه منتظر، فراتر از اشک شبهای ماه محرم و اکتفا به ادعیه روزهای جمعه چیست؟
تبیین فلسفی لعنت و نسبت آن با معرفت امام
۱. لعنت به مثابه طرد از رحمت الهی
در ادبیات دینی، «لعنت» به معنای «دوری از رحمت خداوند» است. هنگامی که خداوند، ابلیس را مورد لعنت قرار داد «عَلَیْکَ لَعْنَتی إِلی یَوْمِ الدِّینِ»، او را از حریم قُرب خویش راند. اما این طرد، یک امر انتقامجویانه نیست، بلکه نتیجه طبیعی تکبر و امتناع از سجده بر آدم(مظهر حق الهی) است. به همین قیاس، لعن اول ظالم و آخر تابع، اعلام این حقیقت است که ظلم به حق اهل بیت(ع)، نوعی «تکبر اجتماعی» است که فاعل آن را از رحمت خاص الهی دور میکند.
۲. ترس از شمول لعنت: نقد خود در آیینه دعا
نکته ژرفی که در فراز اللهم لعن اول ظالم... اشاره شد، احساس همراهی ناخواسته با کاروان ظالمان است. ما که با زبان، دشمنان اهل بیت را لعن میکنیم، اما آیا در رفتار روزمره خود، حق امام را ضایع نمیسازیم؟ آیا وقتی در انتخاب الگوهای سیاسی، فرهنگی یا اقتصادی، نظر امام معصوم را جویا نمیشویم، به نوعی «تابع اول ظالم» نیستیم؟ این ترس، نه یک وسواس بیمورد که ثمره عقل سلیم است و انسان را به بازنگری مستمر در اعمال و انگیزه هایش وا میدارد.
۳. مقامات بی شمار امام و ناتوانی انسان در احصای آن
امام هادی علیه السلام در زیارت جامعه کبیره، نزدیک به ۹۰ مقام و شأن برای امام برمیشمرند، اما اینها تنها گوشهای از اقیانوس بیکران صفات خلیفةاللهی است. امام، خلیفةالله است به اذن او و خلیفه باید جامع تمامی صفات جمال و جلال الهی باشد (به قدر ظرفیت مخلوقی). بنابراین، شناخت امام مراتب دارد و هر مرتبه، باب تازهای از مسئولیت را میگشاید. این بزرگنمایی شئون امام، نه برای شرکآمیز کردن معرفت، بلکه برای سنگینتر کردن بار تکلیف ماست؛ چرا که با هر پردهبرداری، میفهمیم چقدر از ادای حق او غافل بودهایم.
تفصیل حقوق امام (ع) در شش ساحت
برای آنکه این حقوق از انبساط ذهنی خارج شوند و به نقشه راهی عملیاتی بدل گردند، آنها در شش ساحت اصلی دستهبندی میشود:
۱. حق معرفت (شناخت ژرف و پویا)
تعریف: یعنی هر روز، معرفت ما نسبت به امام زمان(ع) باید عمیقتر، جامعتر و دقیقتر شود. این معرفت، از نام و نسب فراتر میرود و به شناخت جایگاه تکوینی امام (مظهر اسم جامع خداوند) و جایگاه تشریعی او (مرجع نهایی دین) میرسد.
راهکار: خواندن زیارت جامعه کبیره با تدبر، مطالعه قرآن با محوریت اهل بیت(ع)، شناسایی صفات امام در روایات و تطبیق آنها با نیازهای زمان.
نتیجه کوتاهی: دعای «ضَلَلْتُ عَنْ دِينِي» عینیت مییابد و انسان، حتی با ظاهر دیندار، در باطن گمراهی تدریجی غوطهور میشود.
۲. حق ولایتپذیری (حاکمیت مطلق امام)
تعریف: یعنی پذیرش قاطع حاکمیت دینی امام در همه شئون فردی، خانوادگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی. این حق، منحصر به دوران ظهور نیست؛ بلکه د ر عصر غیبت نیز فقیه عادل جامعالشرایط بهعنوان نایب عام، مصداق این ولایتپذیری است.
راهکار: التزام عملی به احکام شرعی(که از دهان امام به ما رسیده)، اطاعت از ولیفقیه جامعالشرایط در امور اجتماعی و تبعیت نکردن از طاغوتهای فکری و سیاسی.
نتیجه کوتاهی: سرگردانی در میان نظامهای متعارض و افتادن در دام ولایت شیطان و هوای نفس.
۳. حق محبت و مودت (اظهار عشق به ظهور فعل)
تعریف: تفاوت «محبت» و «مودت» در این است که محبت، یک امر درونی و قلبی است، اما مودت به صحنه عمل و مناسبات اجتماعی میآید. مودت یعنی اینکه محبت به امام، در نوع نگاه، کلام، معامله، حتی در نحوه لباس پوشیدن و خوردن و آشامیدن ما جاری شود. همانگونه که خداوند، اجر رسالت را «مودّت فی القربی» قرار داد (شوری: ۲۳)، پس این مودت، یک «اجر اجتماعی» برای تداوم حرکت نبوی است.
راهکار: ذکر علنی محبت اهل بیت(ع)، ترویج فرهنگ علوی در محیط کار و خانواده، پرهیز از همنشینی با دشمنان اهل بیت(ع) حتی به ظاهر دوستانه.
نتیجه کوتاهی: محبت، به یک احساس راکد و غیر مؤثر تبدیل میشود و ثمره اجتماعی خود را از دست میدهد.
۴. حق تبعیت و اقتدا (اسوه گیری عملی)
تعریف: یعنی در همه عرصهها، امام معصوم را الگوی بیچون و چرای خود بدانیم، نه هر شخصیت محبوب دیگر. اگر در اقتصاد، سیاست، هنر، علم و سبک زندگی، از غیر اهل بیت(ع) تقلید کنیم، در واقع «تابع اول ظالم» شدهایم.
راهکار: بررسی سیره عملی اهل بیت(ع)(به ویژه زندگی امام حسن عسکری(ع) و امام زمان در روایات) و تطبیق تصمیمات روزانه با آن.
نتیجه کوتاهی: پیروی از اسوههای کاذب که انسان را به جایگاه رذیلت و ذلت میکشاند.
۵. حق نصرت و یاری (حضور در میدان بلا)
تعریف: نصرت، به معنای «همراهی همه جانبه» است؛ از یاری مالی و جانی گرفته تا یاری فکری و تبلیغی. دعای عهد که میگوید: «اللَّهُمَّ إِنِّي أُجَدِّدُ لَهُ فِي هَذَا الْيَوْمِ عَهْداً...»، اعلام نصرت در روز ظهور است، اما نصرت در عصر غیبت، یعنی حمایت از ارزشهای امام و دفاع از کیان شیعه در برابر هجمههای گوناگون.
راهکار: حضور فعال در عرصههای اجتماعی و سیاسی مبتنی بر ارزشها، کمک به مؤمنان نیازمند، ترویج معارف مهدوی در فضای مجازی و حقیقی.
نتیجه کوتاهی: خذلان امام خود که از بزرگترین معاصی است و در زیارت اربعین از آن پناه میبریم.
۶. حق وفاداری و عدم نقض عهد (پایداری در طوفانها)
تعریف: عهد با امام، یک پیمان مقدس است که در لحظات عادی و سخت، نباید شکسته شود. وفاداری، یعنی در مقابل فشارهای دشمنان، تهدیدهای اقتصادی یا وسوسههای نفسانی، از گردونه یاری امام خارج نشویم.
راهکار: مرور مداوم مفاد دعای عهد و بازبینی روزانه اعمال که آیا با پیمان با امام تطابق دارد یا خیر.
نتیجه کوتاهی: نقض عهد که انسان را به شمول لعنت الهی (در بخش «تواب اول ظالم») نزدیک میکند.
ضرورت شناخت امام و تجدید عهد؛ گام اول در آستانه امامت
امام عصر (عج)، نه یک غایب منفعل، که مُدبّر نظام هستی به اذن خداست. از این رو، آنچه در این شب مهم است، نه فقط عزاداری که عزم جدی برای تغییر مسیر معرفت و عمل است.
۱. «عَرِّفْنِي حُجَّتَكَ» کلید ورود به حریم حق
دعا میکنیم که خدای متعال، معرفت امام را آنگونه که شایسته است، روزی ما گرداند. اما این معرفت، به مکاشفه نیاز ندارد، بلکه به تدبر در قرآن، روایات و سیره معصومین قابل حصول است. اگر تا امروز، با امام زمان(عج) بیگانه بودهایم، از امشب باید ورودی جدیدی به حریم معرفت باز کنیم.
۲. نقش شیعه خانه ایران در تمدن مهدوی
اشاره شما به نگارش کتاب «قوم نشان شده» و تأکید بر اینکه ایران «شیعه خانه امام زمان (ع)» است، حاوی یک پیام راهبردیست. این سرزمین، با همه فراز و نشیبها، به دلیل بسترهای فرهنگی، تاریخی و جغرافیایی، بهعنوان یکی از محورهای آمادهسازی برای دولت کریمه مهدوی شناخته میشود. از این رو، مسئولیت ایرانیان شیعه مضاعف است. نه فقط باید خود را برای ظهور بسازیم، بلکه باید تمدن منتظر را در همینجا بنیان نهیم؛ تمدنی که در آن عدالت، معنویت، عقلانیت و پیشرفت علمی، ذیل ولایت فقیه و در انتظار ظهور حضرت تحقق یابد.
۳. تجدید عهد عملی نه فقط لفظی
تجدید عهد لسانی، کافی نیست؛ چه بسیارند کسانی که دعاهای عهد را میخوانند اما در عمل، سرسپرده طاغوتهای مدرن (نظام سرمایهداری، استکبار، مدگرایی، فردگرایی افراطی و...) هستند. تجدید عهد واقعی، یعنی بازگشت ارادی به صراط مستقیم اهل بیت(ع) در انتخابهای کوچک و بزرگ زندگی.
نتیجهگیری و جمعبندی: دوری از لعنت در گرو سه اقدام اساسی
سه اقدام عملی ضروری برای خروج از شمول لعنت «اول ظالم» و ورود به حریم رحمت الهی پیشنهاد میشود:
۱. ارتقای معرفت روزانه اختصاص زمانی کوتاه در هر روز به مطالعه یک روایت مهدوی یا یک فراز از زیارت جامعه همراه با تدبر.
۲. اصلاح مناسبات فردی و اجتماعی مرور روابط خود با خانواده، همسایگان، همکاران و جامعه بر اساس معیارهای اخلاقی اهل بیت(ع) و توبه از ظلمهای پنهان.
۳. نقشآفرینی فعال در عصر غیبت حضور آگاهانه در عرصههای سیاسی-اجتماعی، حمایت از جریانهای صالح و تلاش برای تحقق عدالت در سطح محلی و ملی.
در پایان، بار دیگر بر این حقیقت تأکید میشود که حق امام عصر، به اندازه وسعت خلقت خداست و ادای آن، جز با یاری خود او ممکن نیست. پس با دعا و تضرع، از درگاه حق میخواهیم که ما را از غافلان و تابعان ظالمان قرار ندهد و توفیق خدمت و همراهی حضرت ولیعصر را تا طلیعه ظهور، روزی ما گرداند.
انتهای پیام